شب چراغ
وبلاگ رسمی انسیه راشکی
خوشحالم از اینکه در وبلاگ شهر کلان،به دیدن و خواندن سطرهایی از سروده ها و دست نوشته های من آمده اید امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ سپری کنید...
نمیدونم چه حسی بهم دست داد که این ترانه رو مشق کردم ولی فقط میدونم
زن بودن حس مشترک بین همه زنهای دنیا ست این ترانه رو تقدیم میکنم به همه زنهایی که سهمشون از زندگی چیزی جز حسرت
ورنج نبوده
وقتی که سهمم از تو مشتی قرصه خوابه هرلحظه ی این زندگی با تو عذابه سخته برات بفهمی با یه مرد دیگم!! توو گوشش اروم دوستت دارم رو میگم!! سخته میدونم این ولی تقصیر من نیس اونی که توو ذهنه توئه تصویر من نیس خونسرد بودی با دلی که عاشقت بود این زن یه روزی شونه های هق هقت بود تو داغه این عشقُ به قلبم هدیه کردی اصلا دروغه که تو واسم گریه کردی سهمم ازت چند پاکت سیگارُ دوده فهمیدن دردای من واسه تو زوده مردی که میفهمه منو ، نه ، تو نبودی شاید منو با اون که میگم دیده بودی باور کن از توو خونه ی قلبه تو رفتم من قلبمو از تو شکسته پس گرفتم از لمس دستای تو خیلی وقته خستم واسه جدایی از تو کوله بارُ بستم سخته ولی من با تو دیگه بی حسابم حتا نمیخوام پا بزاری توی خوابم مردی که میفهمه منو ، نه ، تو نبودی!!
با تو بوی بهشت می دهد کوچه های اردیبهشت .....
توو این شبهای دلتنگی پر از تکرار دلشورم ترانه سرا : امید باوفا و انسیه راشکی تقدیم به عطرنرگس ،غایب همیشه حاضر سفره های هفت سین هرسال یک سال گذشت؛هنوز هم پنجره ها ی دلم به سمت بارانی حیاط باز است، با این مه ای که بر شیشه پنجره ها نشسته است؛ ازهمیشه برای تو دلتنگتر می شوم!قنوت دستهایم تورامی طلبد، سجاده ام وسعت فاصله ای است که با تو دارم، در انتظارمعجزه ام ، نمی دانم چگونه واژه ها را به کاغذ در آورم !آفتاب وجود تو برهمه هستی ام سایه افکنده است در همه دست نوشته هایم رد پای خاطره ات تازه می شود و قلم دوباره به یاد تو سپیدی کاغذ را جریحه دار میکند!! تو چی میدونی از حال من دیوونه ی عاشق نداره دیگه آبادی دل ویروونه ی عاشق تو چی میفهمی از بغضی که پنهون توی حرفامه از این دردی که یک عمره مثه مرحم رو زخمامه معشوق من آن پیر مرد قد خمیده ایست که لنگ لنگان پا به دشتهای خاطره اش می نهد من هنوز در خاطره ی چشمهایش دخترکی جوانم که با خنده ای بی ریا دلربایی می کنم
چوب اعتماد بیجا , چوب سادگیمو خوردم هرکی گفت عاشقت هستم من چه ساده دل
سپردم توی عالم رفاقت واسه هیچکی کم نذاشتم توو دلم جز واسه اونا غصه ای دیگه
نداشتم هرکی اومد سر راهم من شدم رفیق راهش توو روزای سخت غربت من شدم پشت و پناهش توی خط به خط شعرام , توو کتاب سرنوشتم با تموم دل و جونم از خودم واسش گذشتم خواب و از چشام گرفتم , لحظه لحظه هام حروم
شد قدرمو هیچکی ندونست , هرچی که بوده تموم
شد دل من سادگی بسه , نمی خوام بدی ادامه تو شکستی واسه اینه اشک غم توی چشامه تنها یادگاری عشق واسه من گریه و آهه سهم من از این زمونه صد رفیق نیمه راهه از غم شکستن تو بغض تلخی توو صدامه دل من سادگی بسه نمی خوام بدی ادامه ... با فرا رسیدن محرم درج لینک ترانه فرزند امیر المومنین را برای دانلود خالی از لطف ندونستم بی شک شخص باب الحوائج به این ترانه عنایت ویژه ای داشته اند وبه جرات می تونم بگم جز کارهای فاخر و منحصر به فرد محرم 89 قرار گرفت
دوبیت از ترانه جدیدم که تقدیم میکنم به همه کسانی که محبت و عشق برادری را با اشک و دعای خوشبختی برای برادرانشان تجربه کرده اند تو اشوبی منم اشوبه قلبم دله من با تو فامیله همیشه از اون روزی که رفتی جای خالیت
تو این قلب شکسته م پرنمیشه ...
می گفتی تا ابد پیشم می مونی
هنوزم باورش سخته که رفتی
تمومه دلخوشی های یه خواهر به داداشه اونم از من گرفتی ....

ته لبخند من بغضه ببین با گریه می خندم
اگه گفتم خداحافظ نخواستم غم ببینی تو
نخواستم وقتی بی میلی به پای من بشینی تو
تو تن دادی به این دوری چقد از خاطرت دورم
میخوام یادم بره عشقت باید عادت کنم تنهام
نمیتونم ازت رد شم صدات میپیچه تو شبهام

| :قالبساز: :بهاربیست: |


